السيد موسى الشبيري الزنجاني
2325
كتاب النكاح ( فارسى )
ديدم كه مىفرمايد من اين مطلب را از پدرم موقعى كه در صحبت سلطان محمد خدابنده بود در كنار بحر قلزم شنيدم معلوم مىشود همانجاها نيز ايشان مشغول درس بوده است « 1 » خوب يك فردى كه اين قدر كار دارد كتابهاى او قابل خواندن باشد اين خودش معجزه است . خلاصه ما اگر ايرادى به علامه مىكنيم مقصود اين است كه بزرگى و عظمت او در جاى خودش محفوظ و لكن اين نبايد مانع تحقيق گردد . آنها كار زياد داشتهاند . اين حَجَأ دربارهء علامه مىگويد « كان آية فى الذُكاء » نسبىها مىگويند آيت الهى در ذكاوت و سرعت انتقال بوده است از او آية الله كه لقب منحصر به فرد نيز هست تعبير مىكنند . 3 ) توضيحى درباره عبارت سيد مرتضى در موصليات ثالثة در موصليات ثالثه م 38 اين عبارت ديده مىشود : و من تزوج امرأة محرمة و هو محرم فرّق بينهما و لن تحلّ له ابداً ، و اصحابها يشترطون فى ذلك انّ من تزوّج و هو محرم و يعلم تحريم ذلك عليه فرق بينهما و لن تحل له ابداً ، الحجّة فى ذلك الاجماع المتكرّر ذكره و طريقة الاحتياط ايضاً . « 2 » در اين عبارت در تحريم تزوج محرم قيد كرده است كه زن هم محرمه باشد ، با اين كه كسى چنين نظرى را ابراز نكرده است ، بلكه علماء مىگويند كه اگر محرم عقد كند ، اين عقد ( با شرط علم يا بدون شرط يا . . . ) حرمت ابد مىآورد ، چه زن محرمه باشد يا نباشد ، البته در جايى كه زن محرمه باشد و مرد محل ، ثبوت حرمت ابد مورد بحث علماء قرار گرفته است ، ولى در جايى كه مرد محرم باشد بحثى نيست كه در
--> ( 1 ) نظير اين مطلب در ج 3 ، ص 75 ايضاح هم ديده مىشود ( هذا التقرير المصنّف لى فى رمضان سنة تسع و سبعمائة فى السلطانية فى صحبة السلطان غياث الدين خدابنده محمد رحمه الله ) ، مراد از مصنف ، علامه مؤلف قواعد مىباشد كه ايضاح در شرح مشكلات آن نگاشته شده است . ( 2 ) مسائل سيد مرتضى ، ج 1 ، ص 201 .